خرید بک لینک

زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید

یک چنار پر ساز

زندگی در ان وقت صفی از نور و عروسک بود

یک بغل ازادی بود

زندگی در ان وقت حوض موسیقی بود .

(سهراب سپهری)

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

عاشق ترین عاشق باد است که بوسه بوسه گل میکاردسرتاپایت را

و

تو به وقت هجوم عاشقانه هایش پنجره را میبندی و او باز خودش را

میکوبد و میکوبد ....

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

هرگز برای عاشق شدن دنبال

باران و بابونه نباش

گاهی در انتهای خارهای یک

کاکتوس به غنچه ای می رسی

که زندگیت را روشن میکتد. 

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

قهوه خوشمزه است

خوشمزگیش به همان تلخ بودنش است

وقتی میخوریم تلخیش را تحویل نمیگیریم

اما میگوییم چسبید

زندگی هم روزهای تلخش بد نیست مثل قهوه میماند

تلخ است اما لذت بخش تلخی هایش را تحویل نگیر

بختد و بگو عجب طعمی .

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

فقط یک نفر را میشناسم که معقول و سنجیده رفتار میکند

و او خیاط من است زیرا هر بار که مرا میبیند از نو اندازه گیری میکند

دیگران هنوز به معیار ها و عقاید خود در باره من پایبند هستند .

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

دور باشی و تپنده بهتر است از این که نزدیک باشی

و زننده  این مفهوم را در رگهایت جاری کنی دیگر تنها نخواهی بود . 

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

برای ارامش در زندگی دو گام باید برداشت :

گام نخست این که برای مسایل جزیی خودتان را ناراحت نکنید

کام دوم این که بدانید همه مسایل جزیی نیستند

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:31

به تناقض اشکار میرسند  نرم تنان سخت اندیش

و

بر سنگینی مه می افزایند که تنها تن سخت و اندیشه لطیف

راهگشای مردم است . 

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 10:16

گاهی بادویدن برای رسیدن به کسی 

نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت

پس با کسی بمان که نصف راه را به سمتت

دویده باشد . 

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

نمیدانم کدام را راضی کنم :

دلی که میخواهد عاشق باشد یا عقلی که میخواهد عاقل باشد من

لای کتاب زندگی مانده ام لای فصل بدخط و تلخ بنام تحمل

کاش ادمی میتوانست دلش را به صتدوق امانات بسّپرد و با

اولین قطار به تعطیلات برود .

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

گاهی 

به ارامش عمیق سنگ ها حسادت میکنم

چه قدر خیالش اسوده است

چه قدر تحمل سکوتش طولانی است . 

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

از میان  دو واژه انسان و انسانیت 

اولی در میان کوچه ها

و

دومی در لابلای کتاب ها سرگردان است . 

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن

خدا

خورشید را در جایی نهاد که گرم کند

اما

نسوزاند .

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

زندگی تیاتر بزرگی است و مردم جز بازیگران محض نیستند

پس اگر علاقه مهربون و پر ازمحبت با یکی از انان داری و ناگاه

با تو اختلاف پیداکند بدان که نقش نمایشنامه تمام شد .

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

ارام باش

حکایت دریاست زندگی

گاهی درخشش افتاب برق و بوی نمک ترشح شادمانی

گاهی هم فرو میرویم چشم هایمان را میبندیم

همه جا تاریکی است

دوباره سر از اب بیرون می اوریم و تلالو افتاب را میبینیم

زیر بوته ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو

دوست داری طالع می شود

ارام باش

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

هر حکایت دارد اغاز و انجامی

جز حدیث رنج انسان غربت انسان

اه گویی هرگز این غمگین حکایت را هر چه ها باشد نهایت نیست

زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده کوچک ان هم از دست

عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست

بی گمان باید همین باشد .

برچسب: نویسنده: محمد سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:46

صفحه بندی